مي نويسم : من اردوان روشندل هستم .  نمي دانم اين رهامي از كجا قبرم را شناسايي كرده

كه هر از  گاهي مي آيد با چكش سنگش را  خرد مي كند  .
چهار سال است كه همين كار را مي كند و دست بردار نيست . بيچاره رزوان.

هي مي آيد سنگ قبر مي اندازد و مي رود تا رهامي بيايد و با چكش خردش كند.
هر بار عكس چه گوارا را هم با خودش مي آورد مي گذارد روي سنگ قبر . مي داند

روزگاري خيلي دوستش داشتم حتي از او هم بيشتر.


به ابجد گفتم :پرونده ها را با زبان خشك اداري نوشته اند، همان زبان اطلاعيه هاي مندرج

در روزنامه هاي كثيرالانتشار.
در كه باز شد اول  ماريا مينورسكي را ديديم بعد هم آسيه را.



رزوان مي گويد از همان گنجه ،دفتر چه اي به دست آمده به قلم فيودور مينورسكي

 با عنوان ملك طاووس ودونادون .
مي گويم احتمالا نسخه ي  اوليه ي  كتابي است كه در سال 1913به زبان روسي در مسكو

چاپ شده و هنوز به فارسي ترجمه نشده است .