اين – جا- آمدن
امروز صبح رسيدم اين جا. به مينو گفته بودم انگار دارم بر مي گردم وهم اين خطوط آدم باستان شناسی مثل من بايد برود سراغ محوطه ی بيستون ، نه كتيبه های داريوش اول ، نه غارهای قوری قلعه و دواشكف. . پدر بزرگ نوشته " شبی را در كنار كتيبه ی بغستان، بگستان ، بهستان ، بهستون ، بهيستون ، بگيستان يا بيستون خوابيديم. صدای باد مي آمد. اهل محل می گفتند" زلان." حالا هم مي آيد به اردوان روشندل گفتم مي خواهم تنها باشم و لا به لای خطوط میخی اين سنگ نوشته ها گم شوم. |
||