سميراميس و باغ اروس

 

گتزياس يوناني چگونه به اين جا رسيده و هفده سال

 در دربار داريوش دوم و اردشير دوم  زندگي كرده ؟

مجلس حجاري بيستون را با چشم هاي خودش  ديده

 و آن را به سميراميس ملکه ی داستاني آشور نسبت

داده ؛ نوشته " سميراميس ، ملكه ي بابل در نزديكي

بيستون ، باغي شبيه باغ بابل داشته ، هزارتو بوده ،

هر كس واردش  مي شده هرگز برنمي گشته. من بر

 دروازه ي ويران  اين باغ ايستادم..."

 سميراميس در حاشيه ي بيستون صورت خود و صد

نيزه دار را حجاري کرده . از آن ها همين دوازده نفر

مانده اند . اين دوازده نفر هم حكايتي دارند ؛ نيزه به

 دست و چشم در چشم آينده.

سميراميس خطاب به گتزياس: بنويس .

گتزياس : مي نويسم. همين دوازده نفر را

 مي نويسم.

مي گويند راولينسون ،كاشف زبان كتيبه ي بيستون ، 

خودش را از طنابي آويزان كرده و كتيبه را نشانه به نشانه ،

خوانده است . او نخستين رمزگشاي كتيبه ي بيستون است ؛

يك افسر ميانه سال انگليسي كه ماموريت نظامي را باخته به 

زبان شناسي.

تفسير چهارده نشانه.

ارليا، زن اسپانيايي راولينسون دوش آفتاب گرفته تا او پايين

بيايد و ببوسدش: عزيزم تبريك مي گويم. تو ديگر فقط يك

افسر نيستي .

كي هستم؟

يك زبان شناس ... يك مسافر غربي و عارف شرقي.

چرا عارف شرقي ؟

در شرق فقط بايد عارف باشي تا سر از عالم الفبا

در بياوري.

 اين ها را از كجا مي داني ارليا؟

مي دانم . من شرق را بهتر از تو مي شناسم.